هیچکس به جز تو نمیتواند!

به ماه عزیزم

پیام هایت را خواندم. بیش از چند بار هم خواندم. باید بدانی که کلمات را بر ذهنم، و اشک را بر گونه ام جاری کردی. من آدم مهمی نیستم. هر روز چک میکنم که کسی پیامی فرستاده است یا نه. معمولا نا امید میشوم. اما امروز خواندن پیامت حس عجیبی در من ایجاد کرد.

من هم گَه گاه خسته میشوم. از اشتباهات گذشته ام، از تصمیمات نادرستم. از این که نمیتوانم عقاید و تفکراتم را آنطور که در روانم جاریست به دیگران منتقل کنم. از آدم نماهای اطرافم.

من هم اغلب فکر های تاریک و پوچ به سراغم می آید. من هم هر روز هزاران پرسش بی پاسخ در ذهنم نقش می بندد. از کجا آمده ام؟ به کجا میروم؟ این ها که هر روز میبینم حقیقی هستند یا یک توهم خیالی؟

Continue reading “هیچکس به جز تو نمیتواند!”

من انجامش میدم!

توی کل زندگیم هیچوقت ذهنم اینقدر درگیر نبوده. یه احساس مسئولیت خاص نسبت به آینده. یه نگرانی خوب. شاید تصمیمی که میگیرم کل زندگیم رو تغییر بده. البته اشتباه نکنید ، زن نمیخوام بگیرم 😀

یه بار یه دوستی بهم گفت : “تغییر و جریان سازی هزینه داره.” من این هزینه رو به جون میخرم. کم کمش اینه که بعدا افسوس این رو نمیخورم که میتونستم امتحان کنم و نکردم.

میدونم سختی های خیلی زیادی جلوی راهم هست. ولی من واسه هدفم میجنگم ، و انقدر تلاش میکنم تا بالاخره بشه. به امید روزی که بیام اینجا و پست بذارم : “من انجامش دادم!”

#خدایا_کمکم_کن

اولین پُست!

سلام! بالاخره وبلاگ و وبسایت ما هم آماده شد 😀

چند وقتی بود دنبال یه جایی میگشتم که حرفایی که توی دِلَمه رو به دور از لایک ها و کامنت های بی مورد داخلش بنویسم. تا این که چند روز پیش به این فکر افتادم که به بهونه ی یاد گرفتن طراحی وب ، یه وبسایت واسه خودم راه بندازم ؛ تا هم نمونه کارامو داخلش بذارم و هم یه وبلاگی کنارش درست کنم که بتونم حرفامو داخلش بنویسم و در واقع ذهنمو خالی کنم. نتیجه اش هم شده اینی که میبینین 😀

اگه خدا یاری کنه اینجا قراره روزنوشت باشه. اتفاقات جالب و چیز های جدیدی که هر روز یاد میگیرم رو داخلش مینویسم.

خیلی خوشحالم که بالاخره یه جایی هست که بتونم توش بنویسم! برقرار باشید!